آلبوم کعبه

   + آرزو حبیبی - ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸۸

اولین سازنده کعبه

تغییر مسیر از: بیت الله الحرام - کعبه، خانه خدا

 


به کعبه، خانه خدا، بیت الله الحرام، بیت العتیق و بیت الحرم نیز می‌گویند. دلیل نامگذاری کعبه به بیت الحرام این است که خداوند ورود مشرکان را به این مکان مقدس حرام و ممنوع فرموده است.
بیت الله الحرام در شهر مکه قرار دارد و در تاریخ، مورد احترام همگان بوده است. بنا بر آیاتی از قرآن و روایات معصومان علیهم السلام خانه کعبه نخستین و مقدس‌ترین بنا و اولین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شده است.
در احادیث آمده است که در آغاز آفرینش سراسر زمین را آب فرا گرفته بود و نخستین خشکی که آفریده شد زمین زیر کعبه بود که خشکی‌های دیگر از آن گسترده گشت. بر اساس روایات اسلامی، کعبه را ابتدا حضرت آدم ساخت و سپس حضرت ابراهیم علیه السلام به کمک پسرش اسماعیل علیه السلام تعمیر و بازسازی کرد. کعبه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و قبل از بعثت، به دست قریش و با همکاری رسول خدا، بر اساس بنای اولیه ابراهیم علیه السلام، دوباره بازسازی شد.

خداوند کعبه و اطراف آن را «حرم» قرار داده است؛ یعنی مقدس شمرده و ارتکاب گناه و قتل و شکار و تجاوز به جان و مال مردم و جنگ و دزدی و راهزنی و ... را در آن جایز ندانسته است. وقتی مجرمی به آنجا پناه ببرد کسی حق مواخذه او را ندارد
واقعه مهمی که در دوران عبدالمطلب، سرپرست و تولیت کعبه، رخ داد، نجات معجزه آسای آن از ویرانی به دست سپاه ابرهه و اصحاب فیل بود.                     دومین حادثه مهم، تولد امیر مؤمنان علی علیه السلام در آن بود. مقارن             کلیدکعبه:

با ظهور اسلام،صدها بت فلزی و چوبی و سفالی در شکل‌های گوناگون در داخل و بیرون و بر روی دیوارها و سقف کعبه بود، اما در روز فتح مکه که در رمضان سال هشتم هجری رخ داد، رسول خدا وارد کعبه شد و همه بت‌ها را از بین برد. ساختمان کعبه به شکل مربع مستطیل و دارای چهار ضلع است که هر ضلع آن را رُکن می‌نامند. به مجموع چهار ضلع ارکان کعبه می‌گویند که سه رکن آن چنین نام دارند: رکن یمانی، رکن شامی و رکن عراقی. ساختمان کعبه 85 / 14 متر ارتفاع دارد، طولش 58 / 11 و عرضش 22 / 10 متر است. بنای کعبه از سنگ‌های سیاه و سختی ساخته شده است که پرده سیاهی بر روی آن قرار دارد.
می گویند نخستین بار حضرت اسماعیل علیه السلام پرده ای بر کعبه کشید و بعدها قریش نیز چنین کردند و پرده‌داری، منصبی ویژه برای آنان محسوب می‌شد. اکنون نیز آن پرده به صورتی خاص بافته و بر روی کعبه نهاده می‌شود. این بنای شریف بخش‌های دیگری هم دارد؛ همچون حجر الاسود، ملتزم، مستجار، حطیم و حجر اسماعیل. در نزدیکی آن نیز مقام ابراهیم و چاه زمزم واقع است.

گفتنی است تولیت و مناصب کعبه هنوز باقی است.

 

 

تاریخچه پرده کعبه

 

پوشاندن خانه کعبه سابقه‏ ای طولانی دارد. درباره اینکه چه کسی نخستین بار کعبه را پوشانده است، اختلاف نظر وجود دارد. شاید اولین کسی که به پوشاندن خانه کعبه اقدام کرده حضرت اسماعیل (ع) باشد. روش ساخت خانه‏ ها در آن زمان به گونه ‏ای بوده که درون آن از دید رهگذران در امان نبود و با باز شدن در، خانه و ساکنان آن در معرض دید رهگذارن قرار می گرفتند. همسر اسماعیل که زنی نجیب بود و این مسئله برای او بیشتر رنج آور بود، به همسرش اسماعیل پیشنهاد می کند پرده ‏ای بر در خانه آویزان کنند تا خانه از دید افراد بیگانه در امان باشد. از این‏رو تصمیم می گیرند خانه خدا را نیز که سنگها آن بیرون زده و منظره خوشایندی نداشت، بپوشانند.

از این رو حضرت اسماعیل مقداری پشم گوسفند جمع کرد و آن را به قبایل اطراف داد تا برای کعبه پوششی مناسب ببافند. هر قسمتی از پرده که آماده می شد، آن را بر کعبه آویزان می کردند تا آنکه مراسم حج فرا رسید، اما هنوز قسمتی از خانه کعبه هنوز بدون پرده باقی مانده بود. به پیشنهاد همسر اسماعیل، قسمت باقی مانده را با حصیر پوشانند. هنگامی که حجاج آمدند، از این کار شگفت زده شدند و پوشش خانه کعبه برای آنان بسیار جالب به نظر آمد. بنابراین تصمیم گرفتند برای کسی که این کار را کرده، هدیه ‏ای جمع آوری کنند. هر طایفه از اعراب چیزی آورد و حصیر را از کعبه گرفتند و پرده کعبه را تکمیل کرده و بر آن نصب کردند.

در روایت دیگری نیز از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:"حضرت آدم کعبه را به وسیله پشم پوشانید، حضرت ابراهیم با الیاف گیاهی و حضرت سلیمان با قباطی."

بنا به روایات تاریخی سال 220 قبل از هجرت پیامبر اکرم (ص)، شاه تبع حمیری، پادشاه یمن، به قصد ویران کردن مسجد الحرام و خانه کعبه به راه افتاد. اما در بین راه سخت بیمار و زمین گیر شد. وی به راهنمایی یکی از عربهای بیابانگرد برای خانه خدا نذر کرد و شفا یافت. بنابراین برای آن دری با قفل و پوششی برای آن ساخت. این پادشاه یمنی ابتدا خانه را با پوششی از برگ درخت نخل پوشاند و بعد پارچه ای یمنی روی آن کشید و آخر سر با پارچه ای نرم و نازک و لطیف آن را پوشاند. جانشینان دنبال کار او را گرفتند و سالها پوشش خانه کعبه را آماده می کردند. آنها خانه خدا را با پارچه های یمنی قرمز راه راه می پوشاندند.

اما گاهی هم افراد به صورت موردی پوشش خانه را تهیه می کردند. نخستین زنی که در دوره جاهلیت این کار را کرد، نبیله بنت حباب مادر عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر اکرم (ص) بود. او حاجتی داشت، نذر کرده بود و حاجتش را که گرفت، پوشش خانه کعبه را تهیه کرد.

در دوره قصی بن کلاب از نیاکان پیامبر(ص) قبیله قریش مسئولیت تهیه پوشش خانه را بر عهده گرفت تا اینکه یکی از ثروتمندان بزرگ مکه به نام "ابوربیعه مخزومی" بخشی از این وظیفه را پذیرفت. از آن زمان، یکسال او پوشش خانه کعبه را تدارک می دید و سال دیگر قریش این کار را به انجام می رساند.

قریش نیز بخصوص در اواخر عصر جاهلیت همواره بر کعبه پرده می پوشاندند که رنگ آن یا سبز و یا زرد بود و جنس آن خز یا موی بافته شده، پوست و یا پارچه با نقشه راه راه از یمن و یا پارچه های عراقی بود. حتی گفته شده پرده هایی از عهد جاهلیت تا زمان معاویه بر کعبه باقی مانده بود که مردم پیشنهاد کردند این پرده ها برداشته شود.

پیامبر اسلام تا فتح مکه نتوانست جامه ای بر خانه خدا بپوشاند. اما بالاخره در سال هشتم هجری، آن حضرت پوششی از پارچه های یمنی برای کعبه تهیه کرد و از آن پس، خلیفه ها کارش را ادامه دادند و گاه جامه ای از پارچه های یمنی و گاه از پارچه های سفید مصری بر خانه کعبه پوشاندند. خلیفه ها و پادشاهان مسلمان، در دوره های مختلف، این کار را وظیفه و افتخاری بزرگ تلقی می کردند.

در زمان رسول اکرم بر کعبه پارچه ‏ای سفید رنگ مشهور به بافت قباطی می آویختند، سپس از برد یمانی استفاده شد. اولین کسی که خانه کعبه را با دیباج پوشاند، ابن زبیر بود. در روزگار بنی هشام، پوشش خانه کعبه را در سال دو مرتبه یعنی هشتم ذیحجه و روز عاشورا عوض می کردند. از آن جا که امکان داشت قسمتهایی از پرده کعبه را به عنوان تبرک برگیرند، در ایام حج دیبا را بر خانه کعبه آویزان می کردند و در روز عاشورا پوشش اصلی را بر خانه کعبه می آویختند.
حضرت علی(ع) نیز در دوران خلافت خود برای کعبه پوشش می فرستاد. در زمان عبدالملک هر ساله پرده‏ ای به مدینه فرستاده می شد و بر مسجد النبی پهن می کردند و بعد آن را همراه عطر و عود به مکه می فرستادند. در حال حاضر پرده ‏هایی برای پوشش کعبه فرستاده می شود که کار تزیین آن را هنرمندان شهر مکه بر عهده دارند. اینکه چرا از رنگهای مختلف، به ویژه سیاه، استفاده می شود، مطلبی است که تاکنون به آن اشاره نشده است

در مورد ساختمان کعبه :

 

ساختمان کعبه از سوى قصّى بن کلاب ساختمان کعبه از سوى قصّى بن کلاب قصىّ، جد چهارم پیامبرصلى الله علیه وآله بود و حدود یکصد و سى سال پیش از هجرت مى زیست. در آن هنگام ولایت مکه در دست او قرار گرفته و جماعت او از وى پیروى مى کردند. قصىّ خود به تنهایى مناصب ششگانه مکه را در دست داشت که آن منصبها عبارت بودند از: حجابت پرده دارى)، رفادت (میهماندارى)، سقایت (آب دادن)، ندوه (مؤسسه مشورتى)، لواء( پرچمدارى و) قیادت (سردارى. قصىّ بن کلاب همان شخصى است که براى نخستین بار قوم خویش، قریش را جمع کرد و دستور داد خانه هاى خود را دراطراف کعبه بنا کنندو بدین منظور پیرامون چهارگانه کعبه را میان آنان تقسیم کرد. محمد طاهر کردى در کتاب تاریخى گرانسنگ خودبه نقل از تاریخ الغازى آورده است: «درباره ساختمان کعبه به وسیله قصى در «الاعلام» آمده است که زبیر بن بکار، قاضى مکه در کتاب «النسب» خود روایت کرده است: »

هنگامى که قصىّ بن کلاب سالارى مکه و ولایت خانه را به دست گرفت، هزینه آن را نزد خود جمع کرد و سپس کعبه را ویران ساخت و از نو آن را آنچنان بنا کرد که پیش از او هیچ کس آنچنان ساختمانى از کعبه بنا نکرده بود». ابوعبداللَّه محمدبن عاید دمشقى در کتاب «فى مغازیه» گفته است: «قصى بن کلاب کعبه را بنا کرد و ما وردى در احکام السلطانیه آن را تأیید نموده، گفته است: نخستین شخص از قریش، پس از ابراهیمعلیه السلام که ساختمان کعبه را بنا کرد، قصىّ بن کلاب بود. او سقفى از چوب دَوْم و شاخه درخت نخل بر آن قرار دارد(57)». درکتاب «تاریخ الکعبة المعظمه» به هنگام سخن درباره ساختمان کعبه از سوى قصى آمده است: «او ساختمان کعبه را بیست و پنج ذراع قرار داد و سقف آن را از چوب نیکوى دَوْم و شاخه درختان نخل پوشانید». فاسى گوید: «در اینکه ساختمان قصى از کعبه داراى بیست و پنج ذراع بوده است، تردیدى وجود ندارد، شاید بتوانیم آن را اینگونه تفسیر کنیم که این مقدار ذراع، در ارتفاع کعبه بوده است؛ زیرا افزایش در طول و عرض کعبه هیچگاه اتفاق نیفتاده و هیچیک از بانیان کعبه، از محدوده ساختمان حضرت ابراهیمعلیه السلام تجاوز نکرده و توسعه اى بیش از آن نداده اند.

ویژگى هاى کعبه در ساختمان قریش:

1-قریش ساختمان کعبه را پنج سال پیش از بعثت پیامبرصلى الله علیه وآله بنا کرد.

2- یپامبرصلى الله علیه وآله به همراه قریش، با حمل سنگ بر شانه هاى خود در بناى کعبه شرکت داشتند.

 3 - قریش شالوده ساختمان کعبه را بر پایه ها و اساس حضرت ابراهیم بنا کرد.

4 - در بناى قریش، همانگونه که در حال حاضر وجود دارد، از عرض کعبه در سوى حِجر اسماعیل، شش ذراع و یک وجب کاسته شد.

5 - ارتفاع کعبه به هیجده ذراع افزایش یافت.

6 - مانند دوران حضرت ابراهیمعلیه السلام، کعبه را از سوى حجر اسماعیل به صورت نیم دایره ساختند (در آن هنگام رکن شامى و رکن عراقى وجود نداشت).

 7 - خزانه کعبه را به همان صورت زمان حضرت ابراهیمعلیه السلام قرار دادند.

 8 - بر گرد حِجر اسماعیل دیوار کوتاهى بنا کردند. در حالى که در ساختمان ابراهیمعلیه السلام به جاى آن، از چوب درخت اراک استفاده شده بود.

 9 - درِ کعبه را از سطح زمین بالا بردند و آن را به وسیله سنگ ثابت کردند تا مانعى براى ورود سیل به درون کعبه شده و نیز هر کسى نتواند بدان وارد شود.

10 - درِ کعبه را به صورت یک لنگه ساختند؛ به طورى که به وسیله قفلى باز و بسته مى شد.

 11 - براى خانه کعبه سقف قرار دادند و سپس ناودانى براى سرازیر شدن آب باران از سطح آن به درون حجر تعبیه کردند.

 12-در درون کعبه شش ستون چوبى قرار دادند؛ این ستون ها در دو ردیف سه ستونى از قسمت رکن شامى، که حجر اسماعیل در آن قرار داشت، تا رکن یمانى تعبیه شد.

 13 - در درون خانه کعبه (در سمت رکن شامى) پلّکانى چوبى قرار داده شد که به وسیله آن به بام کعبه راه پیدا مى کردند.

 14 - ساختمان کعبه را با گِل ساختند. در صورتى که پیشتر سنگ چین بود. در این ساختمان بنّایى به وسیله شخصى به نام باقوم یا باخوم رومى انجام گرفت. سپس آن را با جامه زیبایى پوشانیدند.

15- براى نخستین بار سقف و دیوارهاى درونى و ستون هاى ششگانه داخل خانه کعبه را با روغنى گیاهى، رنگ زده و جلا دادند سپس بر روى ستون ها، چهره هایى از پیامبران و فرشتگان و گُل و گیاه رسم کردند. که البته در روز فتح مکه، به دستور رسول خداصلى الله علیه وآله تمامى نقش و نگارهاى آن محو و نابود گردید. گفته مى شود قریش به علت کمبود هزینه ساختمان کعبه، از عرض آن کاسته و به حجر اسماعیل افزودند. در حالى که در این باره روایات متعددى از آن جمله از حضرت صادقعلیه السلام نقل گردیده است که حتى به اندازه یک قطعه ناخن از کعبه کاسته نشد.

کعبه پس از دوران قصّى کعبه پس از دوران قصّى ابوالولید ازرقى از مهدى بن ابوالمهدى، از عبداللَّه بن معاذ صنعانى از معمر، از زهرى نقل مى کند که گفت: «هنگامى که پیامبرصلى الله علیه وآله به سن بلوغ رسید، زنى از قریش با عود سوزى کنار کعبه آمد. شراره اى از عود در جامه کعبه گرفت و آن رابه آتش کشانید». قولى دیگر در این باره گفته است که: «چون سیلى در مکه آمد، کعبه را ویران نمود(62)». دراین هنگام قریش به فکر ویران کردن کعبه افتادند ولى از خراب کردن آن بیم داشتند. ولید بن مغیره به آنان گفت: آیا با ویران کردن خانه کعبه قصد اصلاح دارید یا قصد تباهى؟ گفتند: حتماً قصد اصلاح داریم. ولید گفت: خداوند کسانى را که قصد اصلاح دارند نابود نمى کند. پرسیدند: چه کسى بالاى خانه مى رود تا آن را ویران کند؟ ولیدبن مغیره گفت: من بالا روم و آن را ویران کنم. ولید روى دیوار رفت و با خود تبر برد و عرضه داشت پروردگارا! ما قصدى جز اصلاح نداریم و تخریب را آغاز کرد. قریش وقتى خرابى را دیدند و عذابی که از آن مى ترسیدند فرا نرسید، با او همراهى کردند و چون خانه را ساختند و به جایگاه حجر الأسود رسیدند، درباره اینکه افراد کدام قبیله سنگ را از زمین بردارند، به جدال پرداختند. سرانجام تصمیم بر این شد نخستین کسى که به کنار کعبه درآید، او را حَکَم قرار دهند و همگى بدین کار راضى شدند. در این هنگام دیدند که محمد امین وارد شد. ایشان در آن هنگام نوجوانى بود و جامه اى راه راه بر تن داشت. پس ایشان راحَکَم قرار دادند و او دستور داد حجرالأسود را در میان پارچه اى قرار دهند و آنگاه به سالار هر قبیله فرمودند که گوشه اى از پارچه را بگیرد و آنان پارچه را همراه سنگ برداشتند و محمد امین خود سنگ را بر جایگاه آن نصب کردند». یعقوبى درتاریخ خود آورده است که هر قبیله، گوشه اى از ردا را گرفته، بلند کردند، سپس رسول خداصلى الله علیه وآله آن را گرفت و در جاى خود نهاد. آنگاه براى کعبه سقفى ساختند.

کعبه در دوره امویان کعبه در دوره امویان پس از شهادت امام حسینعلیه السلام به نظر مى رسید مانعى در برابر حاکمیت بنى امیه و یزید بن معاویه وجود ندارد، گرچه در ظاهر چنین به نظر مى رسید لیکن در حقیقت انقلاب کربلا به بیدارى مردم انجامید. در این میان عبداللَّه بن زبیر از موقعیت خود در حجاز استفاده کرد و با به شهادت رسیدن امام حسینصلى الله علیه وآله در کربلا، شخصیتى بى رقیب شد اما به صورت علنى نمى توانست با یزید به مبارزه برخیزد. پیشنهاد او تعیین خلیفه بر اساس شورا بود و در این میان کار بیعت با مردم حجاز را آغاز کرد. یزید وقتى چنین دید، با ارسال هدایایى قصد آن داشت که ابن زبیر را بفریبد اما ابن زبیر زیر بار نرفت و مخالفت خود را جدى تر آغاز نمود و گروهى از مردم مدینه و مکه به او پیوستند . یزید براى بار دوم گروهى از بزرگان شام را نزد وى فرستاد لیکن این بار هم نتیجه اى به دست نیاورد. پس تصمیم به سرکوبى وى گرفت. در این هنگام مردم مدینه بر ضدّ وى قیام کردند. یزید مسلم بن عقبه مُرّى را همراه سپاهى از مردم شام به جنگ با مردم مدینه گسیل داشت و دستور داد که پس از آسوده شدن از مدینه روانه مکه شده و به جنگ با ابن زبیر بپردازد. او در میان راه به هلاکت رسید و حصین بن نمیر کندى جایگزین شد. نامبرده پس از کشتار و به خاک و خون کشیدن اهل مدینه رو به سوى مکه نهاد و چند روزى در مکه با ابن زبیر به جنگ پرداخت. ابن زبیر به همراه یاران خود در مسجد الحرام و پیرامون کعبه متحصن و پناهنده شد. ابن نمیر به کوه ابوقبیس و کوه احمر که به آنها اخشبان هم مى گویند منجنیق نصب کرد و از آنجا به ایشان سنگ پرتاب مى کرد. سنگ ها به کعبه خورده و جامه هاى آن همچون گریبان جامه زنان شکافته شد و ضربات سنگ هاى منجنیق بنیان کعبه را سست کرد. گویند مردى از یاران ابن زبیر در یکى از خیمه ها، که در مسجد الحرام میان رکن یمانى و رکن اسود برپا کرده بودند آتشى افروخت. شراره اى از آتش به خیمه رسید و آتش گرفت. در آن روز باد توفان سختى بود و باد شراره آتش را به جامه کعبه رسانید و جامه و ردیف هاى چوب ساج ساخت قریش در کعبه آتش گرفت. این آتش سوزى روز شنبه، سوّم ربیع الأول سال 63 هجرى و بیست و هفت روز پیش از رسیدن خبر مرگ یزید بن معاویه بود. وقتى کعبه آتش گرفت، حجرالأسود در اثر حرارت شکافته شد و دیوارهاى کعبه چنان سست شد که اگر کبوترى روى سنگ ها مى نشست فرو مى ریخت! در آن هنگام کعبه برهنه و عارى از جامه بود.ابن زبیر در جمادى الاخر سال 64 هجرى، کعبه را خراب کرد تا آن را به زمین رسانید و از حصین بن نمیر در این کار یارى طلبید. لیکن او از کمک در این باره خوددارى نمود. ویژگى هاى ساخت کعبه از سوى عبداللَّه بن زبیر:

1-آغازگر خرابى کعبه شخص ابن زبیر بود. او ابزار به دست گرفت و از بالاى بام کعبه به تخریب پرداخت و سنگ هاى آن را از جا برآورد و سپس سایر مردم از او پیروى کردند.

 2 - وى پوششى از چوب در پیرامون کعبه قرار داد تا در داخل، کارگران مشغول به

ساختمان کعبه شوند و مردم در خارج آن به دور کعبه طواف کنند.

 3 - ابن زبیر، کعبه را بر پایه هاى بناى ابراهیمى استوار کرد.

 4 - بخشى از حجر اسماعیل که در بناى قریش از کعبه جدا شده بود، بار دیگر به درون خانه کعبه افزوده شد. بنابراین، کعبه را به همان اندازه اى بنا کرد که حضرت ابراهیمعلیه السلام ساخته بود.

 5 - بر ارتفاع کعبه به مقدار افزوده قریش اضافه کرد. بدین ترتیب ارتفاع کعبه به بیست و هفت ذراع رسید.

 6 - دو در براى کعبه ساخت؛ درى ورودى از سمت شرق و درى براى خروج از آن از سمت غرب.

 7 - آن دو در، بر خلاف بناى قریش، که با فاصله کمى از زمین ساخته شده بود، بر روى زمین قرار گرفت. 8 - درها دو لنگه اى و با ارتفاع یازده ذراع ساخته شدند. 9 - ابن زبیر براى کعبه چهار رکن قرار داد. بدین صورت که از سوى حجر اسماعیل - به جاى نیم دایره که قریش ساخته بودند - دو رکن افزود.

 10 - هر چهار رکن، تا زمان قتل او استلام مى شد.

 11 - در رکن شامى، در درون کعبه، پلّکان گردى از چوب و مزین به طلا ساخته شد که از آن به بام کعبه مى رفتند. همچنین ناودانى بر بام خانه قرار داد که آب آن را به داخل حجر مى ریخت.

 12 - در درون کعبه به جاى شش ستونى که قریش ساخته بود، سه ستون چوبى قرار داده شد.

 13 - کعبه را با گچ، و به قولى از مخلوط سرب و رس ساختند.

 14 - هنگامى که ابن زبیر از ساختن کعبه فراغت یافت، درون و برون کعبه را، از بالا تا پایین با مشک و عنبر خوشبو کرد و سپس آن را با پارچه «دیباج» و به روایتى با ‌«قباطى»پوشانید.

 15-تاریخ بناى این ساختمان، سال 64 هجرى و به روایتى سال 65 هجرى بوده است. ساختمان کعبه به همین وضع بود تا اینکه حَجّاج بن یوسف ثقفى مکه را فتح کرد. عبدالملک بن مروان به او نامه اى نوشت و دستور داد آنچه را که ابن زبیر به خانه افزوده، خراب کند. حَجّاج نیز چنین کرد و آن را به همان صورت زمان قریش بازگردانید. او از آنچه که ابن زبیر بدان اضافه کرده بود، کاست و درى را که در پشت خانه گشوده بود، بست. ویژگیهاى ساختمان کعبه از سوى حَجّاج :

1-او کعبه را مانند ساختمان زمان قریش بنا کرد.

2 - حَجاج افزوده شش ذراع و یک وجبى ابن زبیر به کعبه را از قسمت حجر خراب کرد و مجدداً آن را به حجر افزود. اما سه دیوار دیگر را به حال خود واگذاشت.

 3 - مانند ابن زبیر براى کعبه چهار رکن ساخت.

 4 - درِ شرقى خانه را بالا برد و مانند بناى قریش آن را با سنگ هاى کعبه استوار ساخت. 5 - وى از ارتفاع درِ کعبه چهار ذراع و یک وجب کم کرد.

 6 - درِ غربى کعبه را، که به وسیله ابن زبیر گشوده شده بود، بست.

 7 - ساختمان حجاج بر اساس ساختمان قریش بود، به جز آنکه مانند ابن زبیر در دیوار کعبه از سوى حِجر دو رکن قرار داد و مانند بناى قریش آن را دایره اى ساخت. 8 - پله هاى درونى کعبه، ساخته حجاج است؛ زیرا این پله در دیوارى قرار داشت که حجاج آن را منهدم کرد. همچنین درگاه درِ شرقى کعبه تا زمین، از ساخته هاى حجاج بود، زیرا که وى این در را مجدداً از سطح زمین بالا برد.

 9 - این ساختمان در سال 74 هجرى بنا شد. از این پس کعبه همچنان بر این شکل پایدار باقى ماند تااینکه در آغاز قرن دهم هجرى، پس از یکى از سیل هاى متعدد که مکه همواره در معرض آن قرار داشت، دو قطعه از سنگهاى زیر بناى خانه کعبه را فرو ریخت. سه نفر از پیشوایان مذاهب سنت مکه و شیخ الاسلام استانبول، بر آن بودند که کار تعمیر کعبه بى درنگ آغاز شود، ولى امام شافعى مکه معتقد بود که خراب کردن خانه خدا جایز نیست. سرانجام پس از بحث ها و شورهایى که صورت گرفت، امام شافعى اجازه داد که خانه کعبه نوسازى شود. مردم شهر مکه نیز مورد مشورت قرار گرفتند و آنان هم این کار را ضرورى دانستند. نوسازى خانه کعبه زیر نظر یکى از عمّال سلطان عثمانى، که مردى چرکسى بود، صورت گرفت. آنان هنگام نوسازى، به سنگ هاى سبز، که تصور مى شد سنگ هاى نصب شده به دست حضرت ابراهیمعلیه السلام است، رسیدند و دیوار کعبه جدید را بر این سنگ هاى سبز، به شکل سابق بنا کردند و بیشتر مصالح به کار برده شده در ساختمان کعبه پیشین را در آن بکار بردند. در درون کعبه ستون هاى قدیمى را با اندودى محافظ که عبارت از محلولى از زعفران و ضمغ عربى بود، پوشاندند. درِ خانه کعبه را که آراسته به صفحاتى از سیم و زر اهدایى از سوى سلطان سلیمان عثمانى بود، بر جاى خود نهادند. محمد طاهر کردى در کتاب «التاریخ القویم لمکة و بیت اللَّه الکریم» در این باره چنین آورده است: «در ساعت دو بامداد روز چهارشنبه، نوزدهم شعبان سال 1039 هجرى باران شدید و سیل آسایى درمکه و نواحى آن باریدن گرفت که در نتیجه، سیل وارد مسجد الحرام شد و آب تا نزدیکى قفل در کعبه بالا آمد. به عبارت دیگر، ارتفاع آب به حدود دو متر از سطح زمین مسجد الحرام رسید. بعد از ظهر روز بعد؛ یعنى پنجشنبه، دیوار سمت شامى کعبه فرو ریخت. بدین ترتیب در این ستون ها دو سوم از دیوار و بخش هایى از سقف باقى ماند. به دستور سلطان مراد عثمانى، بازسازى کعبه آغاز شد و این کار در ماه رمضان سال 1040 هجرى به پایان رسید». سید زین العابدین بن نورالدین بن مراد بن على بن مرتضى الحسینى الکاشانى یکى از مجتهدان کاشانى آن عصر، شرح بناى کعبه را در دو رساله، یکى به فارسى و دیگرى به عربى هر دو بنام «مفرحة الأنام فى تأسیس بیت اللَّه الحرام» بیان کرده است. دو رساله یادشده را مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانى صاحب «الذریعه الى تصانیف الشیعه» در کتابخانه ملاّ محمد على خوانسارى در نجف اشرف مطالعه کرده و نسخه فارسى آن را در کربلا نزد شیخ محمد على قمى دیده است . سید زین العابدین از شاگردان موسى محمد امین استرآبادى بوده و او را در مکه به جرم تشیع به شهادت رسانده اند. شرح احوال او در «ریاض العلما» و «مستدرک الوسائل» و «نجوم السماء» و «دار الاسلام» آمده است و همگان او را بانى یازدهمین بازسازى کعبه معرفى کرده اند. سید محسن امین عاملى ،توفیقى را که در بناى کعبه نصیب سیدزین العابدین شده است، از نوشته خود او چنین شرح مى دهد: «سپیده دم روز چهارشنبه، نوزدهم شعبان 1039 ه . ق. بارانى چنان شدید - که گویى دهان مشک ها را گشوده باشند، مدت دو ساعت و دو درجه - بر مکه فرو بارید. سیل وارد مسجد الحرام شد و به اندازه دو ذراع و ربع ذراع از سر کعبه گذشت و چهار هزار و دو نفر مرد و زن و کودک در آن حادثه جان سپردند...

روز پنجشنبه بیستم شعبان، دیوارهاى شرقى و شامى؛ یعنى تقریباً نصف کعبه فرو ریخت. این واقعه در عهد سلطنت سلطان مراد چهارم، پادشاه عثمانى اتفاق افتاد... من با شریف مکه مذاکره کردم که خانه خدا را باید به نفقه اهل خیر و به دست خود ایشان نوسازى کرد و در ظاهر آن را به سلطان نسبت داد. شریف ابتدا موافقت کرد اما کسانى او را از این اقدام منصرف کردند. من نزد خدا تضرع کردم که از این سعادت چیزى هم نصیب من فرماید. خبر ویرانى کعبه به سلطان عثمانى رسید و دستور داد کعبه را از کف زمین ویران و سپس نوسازى کنند. دو نفر را هم از سوى خود براى سرکارگرى به مکه فرستاد. روز سه شنبه، سوم جمادى الآخر سال 1040 ه . ق. شروع به کندن دیوارهاى کعبه نمودند و من هم با سایر کارگران مشغول بنّایى شدم. از الطاف الهى این بود که وکیل سلطان و مباشر او، هر دو مؤید من شدند و به طورى که درباره بناى کعبه هر چه به ایشان مى گفتم به کار مى بستند... همه دیوارهاى کعبه را جز رکن حِجریه، تا جایى که حجر الأسود را بر آن کار گذاشته بودند برچیدند. براى اینکه کسى به حجر دست نزند، سنگى روى آن گذاشتند. من به دو فرستاده، دربار اسلامبول گفتم باید رکن و حجر را با احتیاط بیشترى محافظت کرد و آنان پوششى از تخته روى آن گذاشتند. شب یکشنبه بیست و دوم ماه جمادى الآخر تصمیم گرفته شد که از فردا صبح، کار بناى خانه را آغاز کنند و در آن شب من با زارى و ابتهال از خداى تعالى التماس کردم که مرا سازنده خانه خود قرار دهد. با خود اندیشیدم وقتى شریف مکه و شیخ الحرم و قاضى و وکیل سلطان و علما و خادمان حرم هستند از من با این ناتوانى چه کارى ساخته است؟ پس غسل کردم و هنگام سحر وارد مسجد الحرام شدم. ازتوفیقات الهى این بود که بعد از نماز صبح غیر از مباشر و چند کارگر، کسى در مسجد نماند. وقتى مباشر مرا دید، گفت: سید زین العابدین! فاتحه بخوان. من فاتحه و دعاى سریع الاجابه را - که در کافى روایت شده است و با «ألّلهُمَّ اِنّى أَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظِیمِ الْأَعْظَم»... شروع مى شود - خواندم. آنگاه سنگ مبارک رکن غربى را به دست گرفتم و محمد حسینى ابرقویى، که از صلحا بود، طاسى پر از ساروج پیش من آورد. آن ساروج را در زاویه رکن غربى زمین ریختم و پهن کردم.

بسم اللَّه گفته سنگ را بر اساس ابراهیمعلیه السلام کار گذاشتم. روز نهم رجب به حجرالأسود رسیدند. من به نفس خود، سه ذراع از ارتفاع و تمامى عرض روى رکن حجر الاسود را ساختم. بسیار کوشیدند حجرالأسود را از جاى خود بردارند اما نتوانستند. آن روز من دعایى را که معروف به سیفى است مى خواندم و بیست و هفت بار مکرر نمودم. در بیست و دومین بار بود که باب کعبه را کار گذاشتند. روز سیزدهم شعبان ستونهاى خانه خدا را به درون کعبه بردیم. روز پانزدهم همین ماه، از باب کعبه وارد شدم و چهار سنگ به دست خود بر دیوارهاى داخلى کار گذاشتم. یک سنگ در زاویه حجرالأسود و سنگى درحطیم و سنگى در زادگاه امیرالمؤمنینعلیه السلام که تخمیناً سه ذراع از زاویه حجرالأسود فاصله دارد و سنگى هم در زاویه رکن یمانى. روز هیجدهم شعبان، الواحى را بین ستونهاى خانه، که به سقف متصل بود، قرار دادیم و من آنها را به ستون متصل نمودم. در سلخ شعبان، میزاب الرحمه - ناودان کعبه - را کار گذاشتند. در دوم رمضان به نصب سنگهاى مرمر بر دیوارهاى داخلى خانه پرداختند و همه آن دیوارها و کف خانه را با مرمر پوشاندند و فرش کردند. روز چهارشنبه بیست و هفتم رمضان، کار نوسازى کعبه به پایان رسید و مردم روز جمعه آخر رمضان داخل کعبه شدند. بناى کعبه کنونى، همان ساختمان سلطان مراد چهارم از پادشاهان عثمانى است که در سال 1040 هجرى بر اثر ورود سیل به مسجد الحرام و تخریب آن از نو بنا گردید. این ساختمان استحکام و قدرتمندى کامل دارد؛ به طورى که تاکنون پابرجا و استوار مانده است. ساختمان کعبه از سنگ هاى بزرگى به رنگ سیاه متمایل به کبودى ساخته شده است. این سنگها از دل کوه هاى مکه استخراج شده و بسیار سخت و قوى مى باشند. سنگ هاى کعبه از دو نوع بزرگ و کوچک تشکیل شده است که بزرگترین آنها به طول صد و نود سانتى متر و عرض پنجاه سانتیمتر و ارتفاع بیست و هشت سانتیمتر است و کوچکترین سنگهاى کعبه حدود پنجاه سانتیمتر طول و چهل سانتیمتر عرض دارد.

محمد طاهر کردى در کتاب خود مى نویسد: در روز دوشنبه، بیست و هشتم ماه رجب سال 1377 هجرى به هنگام آغاز طرح توسعه حرمین شریفین، جامه کعبه به جهت تعمیر و مرمت سقف خانه کعبه، از روى آن برداشته شد. اینجانب از این فرصت طلایى استفاده کردم و سنگهاى آشکار بر روى دیوار کعبه را از بالا تا شاذروان بر روى زمین شمارش نمودم. جدول زیر بر اساس همین شمارش تهیه شده است: چهار سمت کعبه / تعداد سنگها دیوار شرقى کعبه که درِ کعبه در آن قرار دارد / 419 دیوار غربى کعبه / 449 دیوار جنوبى (میان رکن حجرالأسود و رکن یمانى) / 428 دیوار شمالى که در آن ناودان و حجر اسماعیل قرار دارد / 318 بنابراین، مجموع سنگ هاى آشکار خارجى کعبه، از بالا تا پایین، به جز سنگهاى شاذروان، 1614 عدد مى باشد. گفتنى است که این تعداد مربوط به سنگ هاى آشکار دیوار خارجى کعبه است و شمارش تعداد سنگهاى به کار رفته در دیوارهاى کعبه، غیرممکن است و به نظر مى رسد سنگهاى آن چندین برابر این تعداد باشد؛ زیرا عرض دیواهاى کعبه میان نود تا یکصد سانتیمتر است و براى ساختن دیوارى بدین عرض به تعداد بسیار زیادى سنگ نیازمند است.

اندازه هاى کعبه در ساختمان هاى چهارگانه اندازه هاى کعبه در ساختمان هاى چهارگانه ابوالولید ازرقى در کتاب تاریخى اخبار مکه، درباره اندازه هاى کعبه معظمه در ساختمان هاى چهارگانه چنین آورده است: اندازه کعبه در ساختمان حضرت ابراهیمعلیه السلام ذراع ارتفاع کعبه 9 طول دیوار شرقى که در کعبه در آن قرار دارد 32 طول دیوار غربى 31 طول دیوار شمالى که حِجر اسماعیل در آن قرار گرفته است 22 طول دیوار جنوبى (میان رکن حجرالأسود و رکن یمانى) 22 اندازه کعبه در ساختمان قریش ذراع بلندى و ارتفاع کعبه 18 طول دیوار شرقى که درِ کعبه در آن قرار دارد 26 طول دیوار غربى کعبه 26 طول دیوار شمالى کعبه که حجر اسماعیل در آن قرار گرفته است 22 طول دیوار جنوبى کعبه که میان رکن حجرالأسود و رکن یمانى است 20 اندازه کعبه در ساختمان عبداللَّه بن زبیر ذراع ارتفاع کعبه 27 طول دیوار شرقى کعبه 32 طول دیوار غربى کعبه 31 طول دیوار شمالى کعبه 22 طول دیوار جنوبى کعبه 20 اندازه کعبه در ساختمان حَجّاج ذراع ارتفاع کعبه 27 طول دیوار شرقى کعبه 26 طول دیوار غربى کعبه 26 طول دیوار شمالى کعبه 22 طول دیوار جنوبى کعبه 20 محمد طاهر کردى در «التاریخ القویم لمکّة و بیت اللَّه الکریم» آورده است: اندازه هاى کعبه مشرفه و ابعاد آن را، بر اساس واحد اندازه گیرى متر، که در زمان کنونى معمول است، به نقل از مهندسان مصرى در سال 1377 ه . ق. چنین آورده است: اندازه ها و ابعاد کعبه مشرفه بر اساس واحد اندازه گیرى متر سانتى متر متر ارتفاع در کعبه از سطح زمین مطاف 92 1 طول قفل در کعبه 34 0 فاصله میان حفره کنار درِ کعبه تا پنجره مقام ابراهیمعلیه السلام 86 9 فاصله میان حفره یاد شده تا ابتداى فضاى حجر (انتهاى ضلع کعبه) 60 5 فاصله ابتداى حفره یاد شده تا رکن حجرالأسود 80 4اندازه ها و ابعاد کعبه مشرفه بر اساس واحد اندازه گیرى متر سانتى متر متر فاصله میان حفره فوق تا ابتداى درگاه درِ کعبه 60 0 فاصله میان شاذروان درکنار حجرالأسود تا ملتزم 00 1 ارتفاع کامل دیوار کعبه در سمت شرقى 95 12 ارتفاع کامل دیوار غربى کعبه 95 12 ارتفاع کامل دیوار شمالى کعبه 95 12 ارتفاع کامل دیوار جنوبى کعبه 95 12 معجنه لازم به یادآورى است که تا پیش از طرح توسعه حرمین به سال 1377 هجرى، حفره اى در کنار سمت راست درِ کعبه به نام معجنه وجود داشت. در باره این گودال فرو رفته، روایت ها متفاوت است. برخى مى گویند محلّ نماز جبرئیل بوده که کیفیت و چگونگى خواندن نماز توسط این فرشته الهى به رسول خداصلى الله علیه وآله آموزش داده شده است. بنا به روایتى دیگر، این گودال جایى بوده که حضرت ابراهیمعلیه السلام هنگام بناى کعبه، ملاط بنایى خود را در آن ساخته و مخلوط کرده است. لیکن طبق روایات و اخبار رسیده، ابراهیمعلیه السلام در ساخت کعبه سنگها را یکى بر دیگرى نهاده و از گچ و ملاط استفاده اى نکرده است و مواد ساختمانى براى اولین بار در بناى قریش استفاده شده است. از سوى دیگر، اگر این روایت صحیح بدانیم، باشد لازم است که چهار سمت کعبه چنین حفره اى وجود داشته باشد. از این رو، به نظر مى رسد که روایت نخستین صحیح تر باشد. البته اکنون دیگر این گودال دیگر وجود ندارد و در محلّ آن بر روى شاذروان نبشته کهنى به طول هفتاد سانتیمتر و عرض سى و چهار سانتیمتر قرار داده شده که بر روى آن این نوشته دیده مى شود:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم - أمر بعمارة المطاف الشریف، سیّدنا و مولانا الإمام الأعظم، المفترض للطاعة على سائر الأمم، ابوجعفر المنصور المستنصر باللّه، أمیر المؤمنین، بلغه اللَّه اماله و زین بالصالحات أعماله، و ذلک فی شهور سنة احدى و ثلاثین و ستمائة و صلّى اللَّه على سیدنا محمد». این سنگ نبشته نشان دهنده تعمیر و تجدید مطاف شریف به وسیله ابوجعفر منصور المستنصر بالله در سال 621 هجرى است. گفتنى است که ابوجعفر منصور یاد شده در این لوح، غیر از ابوجعفر منصور پدر «محمد المهدى» است که در سال 137 هجرى مسجد الحرام را توسعه داد». اندازه هاى رکن ها نویسنده کتاب التاریخ القویم درباره اندازه هاى میان رکنها، این گونه آورده است: اندازه هاى میان رکن ها سانتى متر متر فاصله میان رکنهاى عراقى و حجرالأسود از بیرون کعبه بدون شاذروان 71 11 فاصله میان رکن شامى تا رکن یمانى، از خارج کعبه، بدون شاذروان 09 12 فاصله میان رکن عراقى تا رکن شامى، ازخارج کعبه، بدون شاذروان 00 10 فاصله میان رکن یمانى، تا رکن حجرالأسود، از خارج کعبه، بدون شاذروان 17 10 فاصله میان رکن عراقى و رکن شامى به همراه شاذروان 20 11 فاصله میان رکن حجرالأسود و رکن عراقى به همراه شاذروان 35 11 فاصله میان رکن حجرالأسود و رکن عراقى به همراه شاذروان 80 12 فاصله میان رکن یمانى و رکن شامى به همراه شاذروان 30 13 فاصله میان رکن عراقى و رکن حجرالأسود از درون کعبه (دیوار شرقى) 79 9 فاصله میان رکن شامى تا رکن یمانى از درون کعبه (دیوار غربى) 11 10 فاصله میان رکن عراقى تا رکن شامى از درون کعبه به همراه پله آن 98 7 فاصله میان رکن یمانى و رکن حجرالأسود از درون کعبه 17 7 فاصله میان دو طرف دیوار نیم دایره اى حِجر اسماعیل 73 7اندازه هاى میان رکن ها سانتى متر متر فاصله میان دیوار حجر اسماعیل و دیوار کعبه 47 8 ارتفاع دیوار حِجر اسماعیل 12 1 قطر دیوار حجر اسماعیل 56 1 درون کعبه در دوران کنونى درروزهاى پایانى رجب سال 1416 هجرى قمرى، مطابق با دى ماه 1374 شمسى جهت انجام عمره رجبیه و شعبانیه توفیق نصیبم شد و راهى آن دیار پربرکت شدم و پس از یک هفته توقف در مدینه پیامبر و زیارت تربت پاکش و زیارت قبور ائمه اطهارعلیهم السلام و صدیقه کبرى حضرت زهراعلیها السلام و دیگر بزرگان مدفون در تربت بقیع و درک مواقع متبرکه در این شهر، به سوى مکه رهسپار گشتم. در صبح روز دوشنبه، هفتم شعبان، در حوالى ساعت هشت بامداد به صورت معجزه آسا موفق شدم که پا به دورن کعبه مکرّمه بگذارم. با اینکه دماى هواى بیرون بسیار لطیف و خنک بود لیکن درون بیت از گرمایى حدود چهل درجه گواهى مى داد. ابتدا در کنار رکن حجرالأسود به نماز ایستاده و دو رکعت نماز خواندم سپس به همین ترتیب در چهاررکن و به طرف چهار دیوار درونى کعبه نماز گزاردم. در محلّى که پیامبر گرامى اسلام در فتح مکه (بنا به قولى) در نزدیکى رکن یمانى نماز گزاردند، نیز دو رکعت نماز بجا آوردم. سپس این ویژگیها را از درون کعبه به خاطر سپردم: درِ کعبه داراى دو جدار بیرونى و درونى است که همه باطلاى بسیار زیبایى پوشیده شده است. گفته مى شود و زن درِ کعبه به دویست و هشتاد کیلوگرم مى رسد که با پوششى از طلا تزیین شده است. روى درِ کعبه به طرز بسیار زیبایى آیات قرآن به خط ثلث مزین گردیده و قفل مطلاى بسیار زیبایى که مزین به آیات قرآن است، در را قفل مى کند.

 

اسرار و ناگفته هایی از کعبه

اسرار و ناگفته هایی از کعبه مقدسه :
کعبه بنائی است در میان مسجد الحرام در شهر مکه در کشور عربستان سعودی. کعبه مقدس‌ترین مکان اسلام است. نام کعبه اشاره به چهارگوش «تکعیب» (مربع) بودن این سازه دارد.
کعبه در محاذی «بیت المعمور» است، و بیت المعمور چهارگوش است و کلماتی که دین اسلام بر آن استوار است، چهار است:

سبحان الله . الحمد لله . لا اله الا الله . الله اکبر
از اسماء کعبه: «البیت العتیق» و «البیت الحرام» است . کعبه ارتباط مستقیم به ارکان اسلام دارد مخصوصاً فریضه حج، زیارت وطواف کعبه رکنی از ارکان حج است. همچنین در ادای فریضه نماز نیز کعبه قبله گاه مسلمانان است.
یک نماز در مقابل کعبه در مسجد الحرام برابر با صد هزار نماز و یک درهم خرج کردن در راه خدا در آن سرزمین برابر با صدهزار درهم است
.یکیاز دلایل نامگذاری کعبه به بیت الحرام این است که خداوند ورود مشرکان را به این مکان مقدس حرام و ممنوع فرموده است.
بیت الله الحرام در شهر مکه قرار دارد و در تاریخ، مورد احترام همگان بوده است. بنا بر آیاتی از قرآن و روایات معصومان علیهم السلام خانه کعبه نخستین و مقدس‌ترین بنا و اولین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شده است.
در احادیث آمده است که در آغاز آفرینش سراسر زمین را آب فرا گرفته بود و نخستین خشکی که آفریده شد زمین زیر کعبه بود که خشکی‌های دیگر از آن گسترده گشت. بر اساس روایات اسلامی، کعبه را ابتدا حضرت آدم ساخت و سپس حضرت ابراهیم علیه السلام به کمک پسرش اسماعیل علیه السلام تعمیر و بازسازی کرد. کعبه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و قبل از بعثت، به دست قریش و با همکاری رسول خدا، بر اساس بنای اولیه ابراهیم علیه السلام، دوباره بازسازی شد.
خداوند کعبه و اطراف آن را «حرم» قرار داده است؛ یعنی مقدس شمرده و ارتکاب گناه و قتل و شکار و تجاوز به جان و مال مردم و جنگ و دزدی و راهزنی و ... را در آن جایز ندانسته است.
واقعه مهمی که در دوران عبدالمطلب، سرپرست و تولیت کعبه، رخ داد، نجات معجزه آسای آن از ویرانی به دست سپاه ابرهه و اصحاب فیل بود.
دومین حادثه مهم، تولد امیر مؤمنان علی علیه السلام در آن بود. مقارن با ظهور اسلام، صدها بت فلزی و چوبی و سفالی در شکل‌های گوناگون در داخل و بیرون و بر روی دیوارها و سقف کعبه بود، اما در روز فتح مکه که در رمضان سال هشتم هجری رخ داد، رسول خدا وارد کعبه شد و همه بت‌ها را از بین برد.
ساختمان کعبه به شکل مربع و دارای چهار ضلع است که هر ضلع آن را رُکن می‌نامند. به مجموع چهار ضلع ارکان کعبه می‌گویند که سه رکن آن چنین نام دارند: رکن یمانی، رکن شامی و رکن عراقی.
ساختمان کعبه 85 / 14 متر ارتفاع دارد، طولش 58 / 11 و عرضش 22 / 10 متر است. بنای کعبه از سنگ‌های سیاه و سختی ساخته شده است که پرده سیاهی بر روی آن قرار دارد.
می گویند نخستین بار حضرت اسماعیل علیه السلام پرده ای بر کعبه کشید و بعدها قریش نیز چنین کردند و پرده‌داری، منصبی ویژه برای آنان محسوب می‌شد. اکنون نیز آن پرده به صورتی خاص بافته و بر روی کعبه نهاده می‌شود.
این بنای شریف بخش‌های دیگری هم دارد؛ همچون حجر الاسود، ملتزم، مستجار، حطیم و حجر اسماعیل. در نزدیکی آن نیز مقام ابراهیم و چاه زمزم واقع است.
گفتنی است تولیت و مناصب کعبه هنوز باقی است.

******************************************
ساختمان کعبه ۱۰ بار بنیان شده‌است
بنا به گفتاره وتوضیح مؤرخ بزرگ اسلامی «الآزرقی» وتأیید واتفاق باقی مؤرخین ساختمان کعبه ۱۰ بار بنیان شده‌است به این ترتیب:

  • بنیان الملائکه .
  • بنیان آدم .
  • بنیان شیث .
  • بنیان ابراهیم وپسرش اسماعیل .
  • بنیان العمالقه .
  • بنیان جرهم .
  • بنیان مضر .
  • بنیان قریش .
  • بنیان عبدالله ابن زبیر .
  • بنیان حجاج ابن یوسف الثقفی .

ساختمان کنونی کعبه از زمان حجاج بن یوسف ثقفی وبازسازی همان ساختمان در دوران خلافت «سلطان مراد چهارم» از پادشاهان عثمانی است که در سال ۱۰۴۰ هجری بر اثر ورود سیل به مسجد الحرام و تخریب آن از نو باسازی گردید. این ساختمان استحکام وقدرتمندی کامل دارد، بطوری که تاکنون تا دوران ما، به همان شکل کنونی پابرجا و استوار مانده‌است.
منبع ویکی پدیا

 

******************************************
حجرالاسود
. حجرالاسود، سنگی است سیاه رنگ که بر دیوار رکن کعبه منصوب است و حاجیان هنگام طواف کعبه تبرکاً آن را لمس می کنند و پیش از اسلام نیز مورد احترام بود.
از امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود: سه سنگ از بهشت آمده: حجر الاسود و سنگ مقام ابراهیم و سنگ بنی اسرائیل که چشمه های آب از آن می جوشید داستان نصب حجرالاسود توسط محمد امین رسول خدا صلی الله علیه وآله پیش از بعثت بسیار معروف و مشهور است .
حجرالاسود : یا سنگ سیاه، از اجزای بسیار مقدس مسجد الحرام بوده و در رکن اسود کعبه در ارتفاع ۵/۱ متری قرار گرفته‌است. این سنگ مقدس، پیش از اسلام و پس از آن، همواره مورد اعتنا و توجه کامل بوده و در حقیقت در شمار عناصراصلی کعبه بوده‌است. به لحاظ همین تقدس، رسول خدا آن را نگاه داشت و دیگر سنگ‌هایی را که به شکل بت ساخته شده بود، به دور ریخت. حجرالاسود در جریان تخریب کعبه، که پنج سال پیش از بعثت صورت گرفت، در فاصله‌ای دور از مسجد واقع شد. در زمان نصب آن به جای خود، قریش به نزاع پرداختند، اما با درایت رسول الله، همه قریش در فضیلت آن سهیم شدند و عاقبت به دست خود ایشان نصب گردید. به مرور زمان و در اثر تحولات و تغییرات، از حجم نخستین این سنگ کاسته شد و حتی به چند پاره تقسیم گردید که آخرین بار قسمت‌های مختلف آن را به یکدیگر متصل کردند و آن را در محفظه‌ای نقره‌ای قرار دادند. در حال حاضر تنها به آن اندازه که برای بوسیدن و استلام لازم است، جای گذاشته‌اند. در سال ۳۱۷ قمری یکی از فرقه‌های منسوب به اسماعیلیان که به «قرامطه» شهرت داشت، حجرالاسود را از کنار کعبه برداشت و به احساء (منطقه‌ای در شرق عربستان) برد. این گروه به مدت ۲۲ سال- چهار روز کم- تا سال ۳۳۹ هجری سنگ را در آنجا نگاه داشتند و سپس در عید قربان همین سال، آن را به جای نخست باز گرداندند. پس از آن، طی سال‌های پیاپی، حجرالاسود به طور عمد یا غیرعمد از جای خود کنده شد و هر بار اجزایی از آن خرد و جدا گردید. هر بار این اجزا به هم چسبانده شد و همان گونه که گذشت، اکنون مجموعه آن در هاله‌ای از نقره قرار داده شده‌است. حجرالاسود بر دیوار کعبه در ارتفاع ۵/۱ متری زمین قرار دارد.
استلام و بوسیدن آن سفارش شده و در نقل‌ها آمده‌است که پیامبر بزرگوار اسلام مقید به استلام و بوسیدن آن بوده‌است.
گفتنی است حجرالاسود آغاز و پایان طواف بوده و برابر آن سنگ سیاهی روی زمین(تا انتهای مسجد) کشیده شده‌است. به علاوه، چراغی سبز رنگ بر دیوار مسجد برابر حجرالاسود نصب شده تا راهنمای طواف کنندگان باشد.
نیز نقل است که هنگام جنگ حجاج بن یوسف با عبدالله بن زبیر ، کعبه توسط حجاج ویران گشت و آنگاه که به تعمیر آن همت گماردند در نصب حجرالاسود دچار مشکل شدند زیرا هر یک از علما و قضات و بزرگان برای نصب آن می رفتند، خانه خدا به لرزه می افتاد و نسب حجر میسر نگشت. در آن حال امام سجاد علیه السلام وارد مسجد شد و حجرالاسود را بی آنکه در مکه تزلزلی به وجود آید، نصب فرمود.

******************************************

ملتزم : قسمتی از دیوار و پایین دیوار کعبه را، که در یک سوی آن حجرالاسود و در سوی دیگرش باب کعبه قرار دارد، «ملتزم» می‌نامند. این محل را از آن روی ملتزم می‌نامند که مردم در آن قسمت می‌ایستند و به دیوار ملتزم شده، می‌چسبند و دعا می‌خوانند.
در روایتی آمده‌است که حضرت ختمی مرتبت (ص) صورت و دست‌های خود را روی این قسمت از دیوار قرار می‌داد. همچنین، از پیامبر اعظم (ص) نقل شده‌است که فرمودند : ملتزم، محلی است که دعا در آنجا پذیرفته می‌شود و بنده‌ای نیست که در آنجا خدا را بخواند و خداوند دعایش را اجابت نکند. یکی از کارهایی که در اینجا انجام می‌شود، آن است که بنده دست را بر دیوار این بخش گذاشته، و به گناهان خود اعتراف کند. امام صادق فرمودند :«فإنّ هذا مکانٌ لم یقرّعبدٌ لربّه بذنوبه ثمّ استغفرالله الاّ غَفَرالله له»؛ «هیچ بنده‌ای در اینجا اعتراف به گناهانش نمی‌کند، و طلب استغفار نمی‌نماید، جز آن که خداوند او را می‌بخشد.»
******************************************

شاذروان : همان برآمدگیهایی است که در اطراف خانه خدا قرار دارد، و آن بخشی از کعبه‌است که توسط قریش از ساختمان کعبه کاسته شد. و هم اکنون همانند پوششی اطراف خانه را در برگرفته‌است. شاذروانِ کنونی از ساخته‌های سلطان مراد چهارم در هنگام ساختمان کعبه در سال ۱۰۴۰ هجری است. زمانی که در بازسازی‌های کعبه، ابعاد خانه قدری کوچک‌تر از بنای ابراهیمی بنا شد، برای حفظ ابعاد اصلی، فضای عقب نشینی شده را با ساخت سکویی کم ارتفاع، علامت گذاری کردند که «شاذَروان» نامیده شد و چون ملاک در طواف، حدّ اصلی کعبه است; فقها برای حصول شرط خروج طواف گزار از کعبه، طواف بر روی شاذروان را صحیح نمی‌دانند. بنابراین، شاذروان همان سنگ مایلی است که بخش تحتانی دیوار کعبه را تا روی زمین پوشانیده‌است، به اضافه بخشی که در مقابل حجراسماعیل به صورت پلّه ی ساخته شده‌است که ارتفاع آن از سطح زمین بیست سانتیمتر و عرض آن چهل سانتیمتر است. این پله جایگاه مردمی است که برای دعا و تضرع به درگاه الهی بر روی آن می‌ایستند و سینه و شکم خود را بر کعبه قرار می‌دهند و دستان را بر بالای سر خود و بر دیوار کعبه می‌گذارند. علت آنکه در این قسمت شاذروان قرار داده نشده، این است که در بنای ابراهیم ، حجر اسماعیل جزو خانه کعبه بوده‌است که در ساختمان قریش به علّت کمبود مال حلال از خانه کاستند و بر حجر افزودند. همچنین در پایین درِ کعبه، شاذروان قرار داده نشده و به صورت پله ای صاف به طول ۳۴۵ سانتیمتر ساخته شده‌است که مردم در ملتزم بر آن میایستند و به درگاه خداوند دعا و نیایش می‌کنند. در بالای «شاذَروان» حلقه‌های از مس قرار دارد که در هنگام پائین آوردن جا مه کعبه (کسوة الکعبه) لب جامه به این حلقه‌ها می‌بندند تا اینکه جامه محکم واستوار باشد.


******************************************
اِستلام
اِستلام، اصطلاحی فقهی درباره یکی از برنامه ها و مراسم حج و به معنای لمس کردن و دست زدن و بوسیدن است، بنابراین استلام حجر الاسود یعنی لمس کردن و بوسیدن حجرالاسود به هنگام طواف، فقهای اسلامی می گویند که هر گاه مسلمانی وارد مسجدالحرام در مکه شده و قصد طواف گرد خانه خدا ( کعبه ) را دارد. لازم است طواف خود را از مقابل حجرالاسود که در رکن یمانی کعبه قرار دارد شروع کرده و بدانجا نیز ختم کند.
از این رو مستحب است که طواف کننده هنگام آغاز طواف خود نزدیک حجرالاسود رفته و به پیروی از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حجرالاسود را در میان دست خود گرفته و آن را استلام کند و ببوسد و در صورت عدم امکان با دست به آن اشاره کند و دعای وارد شده درابره آنرا بخواند .
شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه در ابواب حج در باب استحباب استلام حجر الاسود، احادیث زیادی درباره استحباب دست کشیدن و بوسیدن حجرالاسود نقل می کند و می گوید در تمامی طوافها چه واجب و چه مستحب، استلام حجرالاسود شایسته است و بهتر است با دست راست لمس نمایند و آنگاه سنگ را ببوسند.

از روایات اسلامی استفاده می شود که استلام و دست کشیدن، نوعی بیعت و پیمان با خداوند است و در روز قیامت خداوند آن سنگ را با زبانی گویا محشور می سازد و درباره کسانی که به بیعت با او وفا نموده اند گواهی می دهد. و گفته اند که آن سنگ دست خدا در زمین است که با استلام، با او بیعت می شود.
*****************************************

داخل کعبه و اسرار درون آن :
درگاه در خانه کعبه که از سنگ تیره‏اى ساخته شده است. وسعتى در حدود یک و نیم در یک متر داشته و به اندازه بیست سانتیمتر گودتر از کف داخل بیت قرار دارد.
در درون کعبه سه ستون چوبى منبّت کارى شده از چوب عود وجود دارد که قطر هر یک حدود 25 سانتیمتر به نظر مى‏رسد .
دیوارهاى دور داخل بیت تا حدود 2 متر از سنگ مرمر رخام سفید متمایل به زرد کهربایى پوشیده شده بود که کف بیت هم از همین سنگ‎ها، فرش گردیده است.
همانطور که قبلا توضیح دادم. کعبه داراى دو سقف مى‏باشد که سقف اصلى از داخل بیت دیده نمى‏شد و روى سقف داخلى کعبه تا لبه سنگ‎ها در اطراف با پرده حریر قرمز رنگ پریده‏اى که سال‎ها از قدمت آن گذشته بود، پوشانیده شده است. بر روى پرده، اسامى پروردگار و عباراتى چون «لا اله الا الله‏»، «محمد رسول الله‏»، «یا منان»، «یا حنان» و «یا کریم» نقش بسته شده است. ستون‎ها تا مرز سنگ‎هاى دیوار، از چوب و باقى بالاى آنها را پرده پوشانیده است.
پلکان بام خانه خدا در ناحیه رکن شامى پس از ورود به داخل بیت در دست راست قرار دارد که با پرده‏اى که از بالا بر روى آن افتاده بود. چیزى از در و محل آن به نظر نمى‏رسید.
در ناحیه رکن شامى داخل کعبه، برآمدگى یک متر در یک متر وجود داشت که نشان دهنده در بام کعبه بود. لیکن همانطور که پیشتر اشاره شد، همان پرده مخصوص بر روى آن افتاده بود که چیزى در ظاهر نمایان نبود. سکوت عجیبى بر داخل بیت حاکم بود، با تمام آن همهمه و سر و صدا در خارج کعبه، هیچگونه صدایى به داخل نفوذ نمى‏کرد.
اندازه اضلاع درونى کعبه از گوشه حجرالاسود تا گوشه شامى حدود (80/7 متر) و فاصله میان رکن یمانى و رکن حجر الاسود 5/6 متر مى‏باشد. بنابراین مساحت تقریبى داخل بیت حدود پنجاه متر است.
ناصر خسرو در سفرنامه خود، به روزنه‏هایى در چهار رکن سقف کعبه اشاره مى‏کند که این روزنه‏ها به شکل مربع و داراى سنگ مرمر شفاف یمنى بوده است که با تابش اشعه آفتاب، داخل بیت بدان‎ها روشن مى‏گردیده است.
فعلاً از این روشنایى خبرى نیست و شاید در سقف اصلى بیت قرار داشته است که با سقف دوم و پرده‏اى که توصیف آن گذشت، دیگر روشنایى و نور به داخل بیت نفوذ نمى‏کند.
زمین کعبه از سنگ‎هاى مرمر سفید متمایل به زرد پوشانیده شده است که تعداد آنها تقریبا 38 یا 40 عدد بود.
گزارش بازدید دوم شعبان المعظم 1417
پس از آن که در رکن‏هاى مختلف و نقاط دیگر بیت، نماز خواندم، داخل بیت پس از تعمیر مجدد، تغییرات زیادى کرده بود که مشهودات خود را به قلم تحریر در مى‏آورم:
سقف دومى را که در داخل بیت، زیر سقف اصلى قرار داشت، برداشته بودند.
دیوارها 32 از ارتفاع کف تا سقف، همه سنگ مرمر خاکسترى روشن بسیار زیبا شده است. و 31 باقى بالاى سنگها، به همراه سقف خانه، از پارچه حریر سبز رنگى که مزیّن به اسماء مبارک خداوند بود پوشانیده شده؛ همانند پارچه‏اى که بر روى قبر مبارک پیامبر افتاده است از قبیل لا اله الا الله‏ و محمد رسول الله‏.
سه ستون بسیار زیبایى در وسط کعبه قرار داده شده که پایه‏هاى این ستون‎ها، از روى زمین به ارتفاع 25 سانتیمتر، از همان سنگ مرمر خاکسترى موجود در کف و اطراف، ساخته شده و باقى ستون تا سقف از چوب قهوه‏اى زیبایى روکش گردیده است. این چوب‎ها به قطر 5 سانتیمتر بود که به صورت نوارهایى از بالا تا پایین روکش گردیده است.
بنابراین از کف کعبه ارتفاعى حدود 9 متر را مى‏تواند دید که دیوارها 32 از سنگ و31 باقى از بالا توسط پارچه پوشانیده شده است که این پارچه، سقف را هم در برمى‏گیرد.
دو مفتول سیمى از دو طرف کعبه به طورى که سه ستون در وسط کعبه را در برگرفته است، کشیده شده که بیش از 70 عدد وسائل نقره‏اى که بعضى از آنها مطلا بود، بدان آویز گردیده است.
این وسایل اشیایى از قبیل آفتابه، لگن، قهوه خورى و کاسه‏هاى مختلف و از این قبیل اشیا در سرتاسر کعبه آویزان گردیده است. که پس از تحقیق اظهار کردند که این وسائل از زمان رسول اکرم تا کنون جزو عتیقه‏هاى خانه کعبه، در کعبه نگهدارى مى‏شود.
در گوشه دست راست خانه، کعبه پس از ورود؛ یعنى در رکن شامى یک متر به داخل کعبه برآمدگى وجود دارد و در یک لنگه‏اى مطلا که به طرز بسیار زیبایى با آیات قرآن آراسته گردیده قرار داشته که در بام کعبه مى‏باشد. همچنین قفلى مستطیلى که باز از طلا و به آیات قرآن مزین گردیده، بر آن زده شده بود. این در به طرف راست باز مى‏شود. در دیوار بین رکن حجر الاسود و رکن شامى؛ یعنى دیوارى که پس از ورود به کعبه در سمت راست قرار مى‏گیرد لوح یادبودى سنگى بر دیوار قرار داشت. اولین یادبودى از تعمیرات و ترمیمى که در زمان ملک خالد در سال 1397 هجرى صورت گرفته است و کلیه تغییراتى که در بیت صورت گرفته بر آن تابلو حک گردیده بود. این لوح از سنگ مرمر زرد رنگى تشکیل شده است. لوح دوم باز از سنگ مرمر زرد رنگ بود که شفاف‏تر و زیباتر از آن مى‏نمود و تمامى تغییرات و ترمیم‏هایى که اخیرا توسط ملک فهد صورت پذیرفته بود در این تابلو وارد شده است. این تغییرات شامل تغییر سنگ‎هاى شاذروان که از سنگ مرمر زیبایى پوشانیده شده است و بر روى هر قطعه سنگ مرمر، یک حلقه فلزى طلایى چسبانیده‏اند که محل اتصال پرده کعبه مى‏باشد.
در گوشه دست راست خانه، کعبه پس از ورود؛ یعنى در رکن شامى یک متر به داخل کعبه برآمدگى وجود دارد و در یک لنگه‏اى مطلا که به طرز بسیار زیبایى با آیات قرآن آراسته گردیده قرار داشته که در بام کعبه مى‏باشد. همچنین قفلى مستطیلى که باز از طلا و به آیات قرآن مزین گردیده، بر آن زده شده بود. این در به طرف راست باز مى‏شود. در دیوار بین رکن حجر الاسود و رکن شامى؛ یعنى دیوارى که پس از ورود به کعبه در سمت راست قرار مى‏گیرد لوح یادبودى سنگى بر دیوار قرار داشت. اولین یادبودى از تعمیرات و ترمیمى که در زمان ملک خالد در سال 1397 هجرى صورت گرفته است و کلیه تغییراتى که در بیت صورت گرفته بر آن تابلو حک گردیده بود. این لوح از سنگ مرمر زرد رنگى تشکیل شده است. لوح دوم باز از سنگ مرمر زرد رنگ بود که شفاف‏تر و زیباتر از آن مى‏نمود و تمامى تغییرات و ترمیم‏هایى که اخیرا توسط ملک فهد صورت پذیرفته بود در این تابلو وارد شده است. این تغییرات شامل تغییر سنگ‎هاى شاذروان که از سنگ مرمر زیبایى پوشانیده شده است و بر روى هر قطعه سنگ مرمر، یک حلقه فلزى طلایى چسبانیده‏اند که محل اتصال پرده کعبه مى‏باشد.
تعداد قطعات سنگ‎هاى مرمر شاذروان در فاصله رکن یمانى تا رکن غربى 17 عدد مى‏باشد و تعداد سنگ‎هاى مرمر از رکن یمانى تا رکن حجرالاسود 15 قطعه بود و همانطور که پیش از این گفته شده بر روى هر کدام یک حلقه طلایى نصب گردیده و پرده کعبه را بدان اتصال مى‏دهند.
تغییر میزاب و ترمیم آن، ترمیم پله بام کعبه و تذهیب درب آن، سنگفرش کردن کف کعبه و دیوارها و برداشتن سقف داخلى کعبه و ترمیم سنگ‎هاى بام کعبه و تعویض آنها، تعویض ستون‎هاى داخلى کعبه از تغییراتى است که در این ترمیم آمده و در لوح حک گردیده است به تاریخ رجب 1417. لوح سنگى سوم بسیار قدیمى بود و هر قدر دقت کردم متأسفانه نتوانستم کلمات آن را بخوانم. در دیوار مقابل؛ یعنى بین رکن غربى و رکن یمانى شش لوح یادبود سنگى بر روى دیوار قرار داشت که تابلو اول دست راست به مساحت حدود 80×40 سانتیمتر بود این لوح از سنگ مرمر زرد رنگى ساخته شده است. در متن تابلو عبارت «الملک المنصور المتنصر باللّه‏» را توانستم بخوانم و «ترمیم رکن یمانى» که سنه تحریر سنگ 629 هجرى بود.
لازم به ذکر است که در سال 559 هجرى، رکن یمانى بر اثر زلزله فرو ریخت و خراب شد که در سال 629 هجرى المستنصر عباسى آن را تعمیر کرد.
لوح دوم از سمت دست راست (بین رکن غربى و رکن یمانى) سنگى زرد رنگ و بسیار قدیمى که در ابعاد 70×35 سانتیمتر بود و اشعارى را دو طرف آن ظاهرا احساس نمودم لیکن به قدرى خطوط ساییده شده بود که نتوانستم حروف را تشخیص دهم و نه سال تحریر آن را. لوح سوم لوح سنگى برجسته بسیار زیبایى بود که ابعاد آن حدود 80×80 سانتیمتر بود که باز از سنگ مرمر زرد رنگ بسیار زیبایى بود. اطراف چهارگوشه آن دایره‏هایى برجسته بر روى سنگ وجود داشت. متأسفانه هیچ کلمه‏اى را نتوانستم بخوانم. لوح چهارم، تابلو مربع شکل از سنگ تیره به ابعاد 45×45 سانتیمتر ـ تقریبا ـ بود که با خط کوفى جملات «لا اله الا الله‏» و «محمد رسول الله‏» در چهار طرف این سنگ به طرز زیبایى ترسیم شده بود خطوط سفید رنگ بود بر زمینه‏اى تیره.
لوح پنجم باز براى اینجانب غیر قابل تشخیص و خواندن بود. لوح ششم که در چند سانتیمترى رکن یمانى قرار داشت، باز از سنگ مرمر زرد رنگ پریده‏اى تشکیل شده بود. ابعاد آن حدود 70×40 سانتیمتر و از حروف و کلمات زیادى نوشته شده بود که اینجانب فقط کلمه «الملک المظفر ابونصر» را در وسط توانستم بخوانم و سنه تحریر آن 827 هجرى بود.
البته کلیه این لوح‏ها در ارتفاعى حدود 180 سانتیمتر زمین بر روى دیوار نصب گردیده بود که این لوح‏ها طورى نصب گردیده که لبه آنها هیچ فرورفتگى یا برآمدگى در سطح دیوار به وجود نیاورده است.از تغییرات دیگرى که در داخل کعبه به وجود آمده است بین ستون اول سمت چپ و ستون وسط؛ یعنى تقریبا پس از ورود، مقابل در کعبه صندوق بزرگى است به ابعاد یک متر در 70 سانتیمتر که از همان سنگ مرمرى که در دیوارها و کف کعبه استفاده شده، ساخته‏اند و در این محل قرار داده‏اند.
نقطه دیگرى که وجود داشت در دیوار مقابل در خانه کعبه یعنى بین رکن یمانى و رکن غربى در زیر تابلوى چهارم که همان تابلو لا اله الا الله‏ و محمد رسول الله‏ است، کمى به طرف چپ و به طرف رکن یمانى که فاصله‏اى در حدود یک متر و نیم از رکن یمانى سنگى قهوه‏اى به ابعادى که عرض آن به اندازه دو پاى دو زانو زده، یعنى حدود 35 سانتیمتر و طول آن حدود 70 سانتیمتر بود که بالاى سنگ به شکل محراب گِرد بود همانطور که در شکل ترسیم شده است:
آنان که توجه داشتند، سعى مى‏کردند روى آن سنگ دو رکعت نماز به جاى آورند که محل نماز پیامبر اسلام در روز فتح مکه بوده است.

فضیلت و اسرار کعبه
عرفا به تأسّى از آیات و روایات، براى کعبه فضایل و اسرار بسیار بیان داشته اند که به اندکى از آن اشاره مى شود:
کعبه، مکانى که خداوند متعال در شهر مکّه (یا بکه) قرار داده است. در روایات و کتب عرفانى آمده است: اوّلین قطعه خاکى که در روى زمین ظاهر شده مکان کعبه بود و خداوند زمین را از این ناحیه گسترانید; از اینرو مکه را «امّ القرى» نامیده است.

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

«خداوند آنگاه که خواست زمین را بیافریند، به بادهاى چهارگانه دستور داد تا بر روى آب وزیده و آن را موّاج ساخته و کفهاى آن را در مکان این خانه جمع کند و تلّى (کوهى ـ تبّه اى) از آن بسازد. پس زمین را از زیر این کوه گسترش داد و آیه شریفه «إنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً» اشاره به آن است. پس اوّلین بقعه اى که در زمین خلق شد کعبه بود، سپس زمین از آن امتداد یافت.»

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرموده است:

«دوست داشتنى ترین جاى زمین، مکّه است. در نزد خداوند هیچ خاکى محبوبتر از خاک مکّه، هیچ سنگى محبوبتر از سنگ مکّه، هیچ درختى محبوبتر از درخت مکّه، هیچ کوهى دوست داشتنى تر از کوه مکّه و هیچ آبى محبوبتر از آب آن نیست.» همچنین از امام صادق ـ ع ـ است که فرمود:

«خداوند تبارک و تعالى مسجد الحرام را قبل از زمین آفرید، سپس زمین را از آن گسترانید.» به بیان روایات، نگاه کردن به کعبه عبادت و موجب محو گناهان است.
احترام «ماههاى حرام» به ایّام حج و زیارت کعبه است. جنگ در ماه ذیحجه، از آن جهت که ماه حج است تحریم گشته و در ذیقعده از آن جهت که ماه قبل از حج و ماه آماده شدن حاجیّان است حرام شده است زیرا حاجى باید آرامش خاطر و امنیّت داشته باشد. و محرّم ماه برگشت حاجیّان و اسکان یافتن و رفع خستگى آنها از سفر حج است و اگر ماه رجب را ماه حرام قرار داد از آن جهت است که ماه حج عمره است. آرى خداوند به احترام حج و حاجیّان، این ماهها را ماه حرام و امن قرار داد تا همگان به برکت حج مدّتى از سال را در امنیّت باشند. محى الدین عربى مى گوید:
«بدان که خداوند متعال کعبه را به عنوان گنجى به ودیعه نهاده است. رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ خواست تا آن گنج را خارج ساخته و به مرم انفاق کند ولى به جهت مصلحتى، از آن صرفنظر کرد... و آن سرّ تا کنون باقى است. امّا روزى در سال 598 که من در تونس بودم لوح زرّین از کعبه به سوى من آمد که در آن لوح اثر انگشتى به عرض یک شبر و به طول یک شبر یا بیشتر بود. در آن لوح به قلمى که من نمى شناختم نوشته اى بود و این جریان به سبب وجهتى که بین من و خدایم بود پیش آمد. من از خدا خواستم که آن لوح را به جاى خود برگرداند و این کار به جهت حفظ ادب در محضر رسول خدا بود که اگر آن لوح به مردم نشان مى دادم فتنه کور در میانشان به وجود مى آمد و من بدین مصلحت از افشاى آن خوددارى کردم. اما حضرت رسول اکرم ـ ص ـ بدین جهت آن را ترک نکردند بلکه آن را باقى گذاشتند تا حضرت قائم در آخر الزمان به امر خدا آن را خارج سازد. آن حضرتى که جهان را پُر از عدل و قسط مى کند همانطور که پُر از ظلم و جور شده بود. و خبرى نیز در این خصوص وارد شده است.» ازاینرو پیامبراکرم ـ ص ـ فرمود است: «هرکه در مکه بمیرد مانند آن است که درآسمان دنیا مرده است.» همچنین وى در خصوص کعبه مى گوید:
«خانه کعبه اوّلین خانه اى است که معبد مردم قرار داده شده و نماز در آن با فضیلت تر از نماز در غیر آن است خانه کعبه از نظر زمان قدیمى ترین مسجد است و این خانه از هنگامى است که خدا دنیا را آفرید. پس این خانه همان خانه اى است که خدا از تمام خانه ها برگزیده است، و براى آن است سرّ اوّلیت در میان همه معبدها که 120 هزار پیامبر، غیر از اولیاى الهى، بر آن طواف کرده اند.

هیچ پیامبر و ولیى نبوده است که به این خانه و بلد حرام تعلّق خاطرى نداشته باشد پس یقیناً این خانه موطن ظهور دست خدا ولى حقّ و ودیعه الهى است پیامبر اکرم ـ ص ـ درخصوص این خانه فرمود: «به خدا که تو بهترین زمین خدا و محبوبترین زمین نزد خدا هستى و اگر مرا از تو خارج نمى کردند من هرگز از تو خارج نمى شدم.» پس اگر کسى این خانه را ببیند ولى بر حالت الهى و نورانى وى نیفزاید، از برکت خانه چیزى عاید او نشده است; زیرا این خانه خزانه خدا از برکات و هدایت است.»



وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ...

 

#########################

######################
##################
################
#############
##########

#######

####

#
####

#######

##########

##############

##################

######################

##########################

   + آرزو حبیبی - ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸۸

پیامبر قوم سبا

 


پیامبر قوم سبأ چه کسی بود؟

 

پاسخ :

 * قوم سبأ جمعیتی بودند که در جنوب جزیره عربستان زندگی می‌کردند، و دارای حکومتی عالی و تمدنی درخشان بودند.

  * سباء شهری در یمن بوده که بلقیس ملکه آنها بود و نیز نام قبیله‌ای از اولاد سبأ بن یشحب است،

* و دین آنها، آفتاب پرستی بوده و پرستش ماه و گوزن و گوساله نیز در آن سرزمین رونق و رواج داشته است،

* و به دست حضرت سلیمان ـ علیه السّلام ـ خداپرست شدند.

*  حضرت سلیمان ـ علیه السّلام ـ دستور داده بود لشگریانش، خلیجی را از دریای شیرین به سوی بلاد هند جاری کرده بودند و سد عظیمی از سنگ و آهک بسته بودند که آب از آن سد بر شهرهای قوم سبأ جاری می‌شد و از آن خلیج راهی چند به سوی آن سد گشوده بودند و آن سد سوراخ‌های متعددی داشت، هر وقت که می‌خواستند آن سوراخها را می‌گشودند و آب به قدر نیازشان بر شهرها و مزارع آنها جاری می‌شد. قوم سبأ با استفاده از آن آب فراوان، باغهای بسیار وسیع و کشتزارهای پربرکت ایجاد کردند، از شاخسارهای درختان آن قدر میوه آشکار شد که می‌گویند: هر گاه کسی سبدی روی سر می‌گذاشت و از زیر آنها عبور می‌کرد، پشت سر هم میوه‌های درختان می‌افتاد و در مدت کوتاهی پر می‌شد.

* زیادی نعمت، آمیخته با امنیت محیطی بسیار مرفه برای زندگی آنها آماده ساخته بود، اما آنها قدر این همه نعمت را ندانستند، خدا را به دست فراموشی سپردند و به کفران نعمت مشغول شدند، تا اینکه موشهای صحرایی دور از چشم مردم مغرور به دیوارة این سد خاکی روی آوردند و آن را از درون سست کردند و ناگهان باران شدیدی بارید و سیلاب عظیمی حرکت کرد، دیواره‌های سد که قادر به تحمل فشار سیلاب نبود یک مرتبه در هم شکست و آبهای بسیار زیادی که پشت سد جمع شده بود، ناگهان بیرون ریخت و تمام آبادیها، باغها، کشتزارها، و خانه‌های آنها را ویران نمود و آن سرزمین آباد را به صحرائی خشک و بی آب و علف مبدل ساخت و از آن همه باغهای خرم و درختان بارور، تنها چند درخت تلخ «اراک» و «شور گز» و اندکی درختان «سدر» به جای ماند، مرغان غزل خوان از آنجا کوچ کردند و بوم‌ها و زاغان جای آنها را گرفتند.

* و بعضی می‌گویند که قوم سبأ دارای دوازده شهر بودند که در هر شهری پیامبری به ارشادشان مشغول بود و آنها را به سوی خدا دعوت می‌کرد، اما همواره مورد تکذیب و اهانت آن مردمان واقع می‌شدند و در نتیجه خداوند متعال تمامی نعمت‌های خود را از آنها گرفت 

نتیجه اینکه؛ اولین پیامبر آنها حضرت سلیمان بود که به دست ایشان خداپرست شدند و با توجه به بعضی نقلها، قوم سبأ دارای دوازده شهر، که در هر شهری پیامبری به ارشادشان مشغول بود، می‌توان گفت که قوم سبأ، دارای پیامبران متعددی بوده است که نام آنها در تاریخ به غیر از حضرت سلیمان معلوم نیست.

 

   

 

 

 

 

 

 

قوم سبأ

کلمات کلیدی  :  قرآن، سبأ، یمن، مأرب، سیل عرم ،بلقیس، سلیمان، هدهد

#"سَبأَ" در لغت عرب به معنی خریدن و در اصطلاح  نام مردی است که قبائل یمن همه از نسل او هستند و او "سَبَأ بن یشحب" است.

 #گفته شده ده قبیله از قبائل عرب از ده فرزند او پدیده گشته­اند،

# بنابراین تمام فرزندان و قوم سبأ به نام جدّشان نامیده شده­اند و بعد از این نامش به سرزمین آنها نیز منتقل شده است. 

موقعیت جغرافیایی قوم سبأ:

  # یمن در ناحیه جنوب غربی عربستان است، سرزمین قوم سبا در قسمت شرقی صنعاء (پایتخت یمن) قرار دارد و نام شهر پایتخت قوم سبأ "مأرب" بوده است. و این محدوده در زمانهای گذشته با تغییر دولتها، متغیر بوده؛ شاهان تبابعه و اصحاب اخدود از جمله این دولتها بودند.

  مردم باهوش این سرزمین در نقاط حساس، سدهای زیادی ساخته بودند که از همه مهمتر "سد مأرب" بود و مجاری مختلف در آن ایجاد کرده بودند که در اثر آن باغهای زیبا و کشتزارهای پر برکت در دو طرف مسیر رودخانه ایجاد شده بود.

# سبائیان یا قوم سبأ و دو قوم دیگر (معینیان وحمیریان) در تاریخ عربستان نقش مهمی داشته­اند، آنان نخستین قوم عربستان جنوبی بودند که به آستانه تمدن گام نهادند. 

قوم سبأ در قرآن:

 # این کلمه تنها دو بار در قرآن آمده ( یکی در سورۀ سبأ که به سرزمین و نعمات و ناسپاسی و... قوم می­پردازد و دیگری در سورۀ نمل که داستان حضرت سلیمان و هدهد و ملکه سبأ است):

 

  

«لَقَدْ کاَنَ لِسَبَإٍ فىِ مَسْکَنِهِمْ ءَایَةٌ  جَنَّتَانِ عَن یَمِینٍ وَ شِمَالٍ  کلُُواْ مِن رِّزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُواْ لَهُ  بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُور »

« برای قوم سبأ در محل سکونتشان نشانه­ای (از قدرت الهی) بود، دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ ( رودخانۀ عظیم و میوه­های فراوان به آنها گفتیم ) بخورید و شکر او را به جا آورید شهری است پاک و پاکیزه و پروردگاری آمرزنده و مهربان.»

 

  # این باغهاى به هم پیوسته که در دو طرف نهر به وجود آورده بودند، به قدرى پر برکت بود که‏ در تواریخ آمده اگر کسى سبدى بر روى سر مى‏گذاشت و در فصل میوه از زیر درختان عبور مى‏کرد آن قدر میوه در آن مى‏ریخت که بعد از مدت کوتاهى سبد پر مى‏شد! نشانه بزرگی که در این آیات به آن اشاره شده است تبدیل شدن سیل­ها به عنوان عامل ویرانی، به مهمترین عامل عمران و آبادانی است.

 # وفور نعمت آمیخته با امنیت محیطى بسیار مرفه براى زندگى پاک، آماده ساخته بود، محیطى مهیا براى اطاعت پروردگار، و تکامل در جنبه‏هاى معنوى، اما آنها قدر این همه نعمت را ندانستند، خدا را به دست فراموشى سپردند و به کفران نعمت مشغول شدند، به فخر فروشى پرداختند و به اختلافات طبقاتى دامن زدند.

 

 «فَقَالُواْ رَبَّنَا بَاعِدْ بَین أَسْفَارِنَا وَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ

 فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِیثَ وَ مَزَّقْنَاهُمْ کلُ‏َّ مُمَزَّقٍ

 إِنَّ فىِ ذَالِکَ لَآیَاتٍٍ لِّکل‏ِّ صَبَّارٍ شَکُور »

« ولی گفتند: پروردگارا میان سفرهای ما دور بیفکن (تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیا سفر کنند و به این طریق) آنها به خویشتن ستم کردند و ما آنان را داستانهایی برای عبرت دیگران قرار دادیم و جمعیتشان را متلاشی ساختیم.»

 

   این درخواست احمقانه نشانه تنگ نظری اغنیاء نسبت به فقراء بود آنها نمی­خواستند افراد کم درآمد مانند ثروتمندان با آسایش و بدون زاد و توشه سفر کنند.

 

#  «إِنَّ فىِ ذَالِکَ لَآیَاتٍٍ لِّکل صَبَّارٍ شَکُور» یعنى در این داستانها که از قوم سبا نقل کردیم، اندرزها و آیت‏ها است، براى هر کسى که در راه خدا صبر بسیار داشته باشد، و شکرش در برابر نعمتهاى بى شمار خدا نیز زیاد باشد، و از شنیدن و خواندن این آیات استدلال کند بر اینکه بر انسان واجب است که پروردگار خود را از در شکر، عبادت کند، و نیز بر اینکه در ماوراى این زندگى، روز بعثى هست، که در آن روز زنده مى‏شود و به خاطر اعمالش مجازات مى‏شود.

 

سرانجام قوم ناسپاس سبأ:

   

# ناسپاسی و حسادت این قوم مرفه باعث شد تا گرفتار عذاب الهی شوند.

آنچه باعث انحطاط تمدن عربستان جنوبی گردید، شکسته شدن سد مشهور "مأرب" بود که باعث جاری شدن آب زیاد آن به سرزمین سبأ شد. آبادی­ها و باغها و قصرها را ویران نمود و سرزمین آباد آنها تبدیل به بیابانی خشک و بی آب و علف گردید و تنها چند درخت "اراک" و "شوره گز" و "سدر" به جای ماند.

 قرآن از این سیل به «سیل عَرِِِم» یاد می کند:

 

«فَأَعْرَضُواْ فَأَرْسَلْنَا عَلَیهِْمْ سَیْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنَاهُم بجَِنَّتَیهِْمْ جَنَّتَینْ‏ِ ذَوَاتىَ‏ْ أُکُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شىَ‏ْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِیلٍ. ذَالِکَ جَزَیْنَاهُم بِمَا کَفَرُواْ  وَ هَلْ نجازِى إِلَّا الْکَفُور »

«و ما سیل ویرانگر را بر آنان فرستادیم و دو باغ پر برکتشان را به دو باغ بی ارزش با میوه های تلخ و درختان شوره گز و اندکی درخت سدر مبدل ساختیم این کیفر را به خاطر کفرانشان به آنها دادیم.»

 

  # «عَرِم» به معنى خشونت و کج خلقى و سختگیرى است، و توصیف سیلاب به آن اشاره به شدت خشونت و ویرانگرى آن است.

 # برای این لفظ معانی دیگری نیز ذکر شده است از جمله:

  • 1. «عرم» سیل بنیان کنى است که قابل تحمّل و طاقت نیست.
  • 2. # موشهایی که سد را سوراخ کردند و باعث ویران شدن آن شدند.
  • 3. اسم سد
  • 4. اسم مکان
  • 5. باران شدید و...

   به هر حال در اثر ویرانی این سیل شدید قبیله­های سبأ به مکانهای دیگری مهاجرت کردند و این پراکندگی در میان اعراب ضرب المثل شد.

 

* * * *

 

  

 واقعه­ای دیگر، قسمتی از داستان مربوط به حضرت سلیمان و ملکه سبأ است که در سورۀ نمل بیان شده، از این آیات بدست می­آید که این قوم دارای حکومت بوده­اند و زنی بر آنها سلطنت داشته است، قرآن از زبان هدهد چنین میگوید :

« إِنىّ‏ِ وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَ أُوتِیَتْ

مِن کُلّ‏ِ شَى‏ْءٍ وَ لهََا عَرْشٌ عَظِیم‏ »

 

«من زنى را دیدم که بر آنان حکومت مى‏کند، و همه چیز در اختیار دارد، و (به خصوص) تخت عظیمى دارد »

 

 

 # نام ملکه سبأ را "بلقیس بنت شراحیل" ‏ذکر کرده­اند.

# بلقیس دارایی عظیمی داشته است و به نقل قرآن او و قومش آفتاب پرست بوده­اند:

 

« وَجَدتُّهَا وَ قَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَ زَیَّن لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُون »‏

 

«او و قومش را دیدم که براى غیر خدا( خورشید) سجده مى‏کنند و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده و آنها را از راه بازداشته و از این رو هدایت نمى‏شوند!»

 

   #حضرت سلیمان(ع) بر او پیامی می­فرستد و او را به تسلیم شدن فرا می خواند،

# بلقیس بعد از مشورت با اشراف و بزرگان،

# ابتدا برای آزمودن سلیمان(ع) هدایایی می­فرستد تا پیامبر بودن او برایش آشکار شود،

# سلیمان(ع) به جای پذیرفتن هدایا، آنها را تهدید به فشار نظامى مى‏کند

 # ادامه داستان آوردن تخت بلقیس نزد سلیمان،

# سپس حضور ملکه سبأ در قصر پیامبر خدا و به خدا ایمان آوردن ملکه سبأ است.

 

 

 

 

 

 

 

 

سرانجام کار ملکه سبأ:

  

# آنچه در قرآن مجید پیرامون ملکه سبأ آمده همان مقدار است که در بالا خواندیم، سرانجام ایمان آورد و به خیل صالحان پیوست، اما اینکه بعد از ایمان به کشور خود بازگشت و به حکومت خود از طرف سلیمان ادامه داد، یا نزد سلیمان ماند و با او ازدواج کرد، یا به توصیه سلیمان با یکى از ملوک یمن که به عنوان "تبع" مشهور بودند پیمان زناشویى بست، در قرآن اشاره‏اى به اینها

نشده است.

 

 # آنچه در تواریخ نقل شده این است که سلیمان(ع) وارد سرزمین سبأ می شود و با بلقیس ازدواج می­کند.

 

# و سرزمین تحت سلطه سلیمان(ع) از حجاز تا یمن و محدوده سبأ و مأرب گسترش می­یابد.

 

 

 

 

 

   + آرزو حبیبی - ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸۸

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

   + پرشین بلاگ - ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸۸